این روزها همه بحثهای سیاسی دور و بر به نوعی به دوران هشت ساله اصلاحات میرسد. منتقدان آقای خاتمی میگویند:
1- محافظهکاری زیاد خاتمی
2- خالی کردن پشت یاران
3- دروغ یا عملی نکردن وعدههای داده شده
4- به باد دادن خواستههای ۲۰ میلیون نفر به بهانه (یا در واقع در حمایت از) ساختار حکومت مطلقه
باعث ناامیدی و رخوت سیاسی در ایران شده است
از طرفی آدمهای منصفتر میگویند:
1- سوء استفاده آدمهای تندرو از فضای باز سیاسی
2- طرح مسائل پرت و جنجالی در مطبوعات و انتقامگیری شخصی بدون اثبات ادعاها
3- پراکندگی خواستههای سیاسی
4- اعمال فشار پنهان قدرتهای نظامی و سیاسی از پشت پرده
در این رخوت سیاسی تأثیر داشته است.
عقل من به آنجاهایش نمی رسد. آدمهایی که مطالعات سیاسی تطبیقی میخوانند شاید بتوانند با شرایط مشابه مقایسه کنند و بگویند که اگر خاتمی استعفا میکرد الان کجا ایستاده بودیم.
اما یکی دو چیز دولت خاتمی برای من دانشجو مهم بود. 1) فضای باز فرهنگی و هنری و علمی که در آن خیلی از آدمهایی که الان این ور آب هستند، ترجیح داده بودند بمانند. و 2) نگاهی که برای تغییر ساختار درسی مدرسهها شکل گرفته بود و کتابهایی که سعی میشد بر اساس نوآوری نوشته شود. به علاوه تقویت این روحیه در دانش آموزان که "سوال کن".
خواهرم که معلم است این تغییرات را دقیقتر پیگیری میکرد. خیلی ناقص بود اما شروع خوبی داشت.
آدم هایی که بلدند سوال کنند حق خودشان را بهتر میگیرند. این بخشی از آموزش شهروندی است و قدم مهمی برای توسعه سیاسی.
خیلیها موافق این نکته نیستند و مثل آقای عبدی توسعه اقتصادی را اولویت میدانند. به گفته آنها توسعه اقتصادی توسعه فرهنگی را هم به همراه میآورد. دکتر حسین بشیریه اصلا قائل به این دیدگاه به قول خودش مکانیکی و دترمینیستی نیست که تعیین کنیم کدام اولویت دارد... اما نمیدانم چرا مثل لیلا به دلم افتاده که این بخش کار خیلی مهم است. شاید به خاطر چیزهایی که در شهرستانها دیدهام. شاید هم چون دستم به توسعه اقتصادی نمیرسد.
و این روزها دیدهاید که ما آدم های جهان سومی وقتی وارد دنیای مدرن میشویم به طرز دردناکی دچار تب این هستیم که یک کاری باید بکنیم...


بالاخره اگه قرار باشه که توسعه اقتصادی اتفاق بیفته, شاید الان که اصل 44 قانون اساسی سرلوحه کارها قرار گرفته باید این مهم اتفاق بیفته, اما همین الان هم کمتر سرمایه گذاری حاضره در ایران سرمایه گذاری کنه. اونا میگن مدیریت فعالیت های بزرگ اقتصادی فقط بین دولتی ها جا به جا می شه.
من هم حرفت را قبول دارم. در ضمن موارد دیگری را هم می توان به این فهرست اضافه کرد که همگی آنها نشان از تاثیر مثبت دولت خاتمی بر جامعه ایران دارد. واقعیتی را هم معمولا فراموش می کنیم که آن زندگی کردن است. از هر زاویه ای که به ماجرا نگاه می کنمف دوران خاتمی خیلی راحت تر از امروز زندگی می کردیم. به نظرم این ارزشش از هر چیز دیگری بیشتر بود که متاسفانه فدرش را ندانستیم.
http://modernidea.blogfa.com