دوشنبه، ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷
این سرفصل وبلاگ لیلا را که از گوته گرفته خیلی دوست دارم: «آدم بايد هر روز مقداری موسيقي گوش کند، يک شعر خوب بخواند، يک نقاشی قشنگ ببيند و اگر پا داد يک جمله عاقلانه نيز بگويد.»
امروز خیلی چیزها پاداد. یکی اش هم این شعر عباس صفاری:
این که قلبت این روزها
یک خط در میان می زند
و حواست مثل پرنده ای نوبال
از این شاخه به آن شاخه می پرد
آثار تبی زودگذر است.
طرف آفتابی مفت گیرش آمده است
و دارد پوستش را برنزه می کند
برای دستهای منتطر آنسوی اقیانوس.
دنیا کوچک تر از آن است
که گم شده ای را در آن یافته باشی
هیچ کس اینجا گم نمی شود
آدمها به همان خونسردی که آمده اند
چمدانشان را می بندند
و ناپدید می شوند
....

