چهارشنبه، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
برگرد جمعه ی روزهای بچگي
برگرد با همان پسرك كه بادبادك روييده بود از دستش
و من با تمام ده انگشتي كه بلد بودم
عاشقش بودم
چرا هميشه زني را نشانه مي گيريد
كه قلبي به پيراهنش سنجاق كرده است؟
دست كم عكس كودكي ام را پس بدهيد!
غريب تر از بادبادكي كه در گنجه ماند
مهر مي خورم و دلم برای خانه تنگ مي شود
آنتن آسمان را نشانه می رود اما
بربند رخت پيراهنم خدا را بغل گرفته است
گراناز موسوی هم از آن شاعران معاصری است که شعرهایش را دوست دارم


نوستالژی ژی ژی ژی
سلام