
پرسپولیس خانم مرجانه ساتراپی به لندن آمده.
در ایران خواهرم سراغاش را از یک «فیلمی» آشنا گرفته بود. گفته بود جرأت ندارد پرسپولیس را بیاورد چون توزیع آن غیرقانونی است.
مقامات ایرانی میگویند این فیلم سیاهنمایی کرده و احتمالا دروغپردازی.
زندگی من و خانوادهام٬ تقریبا با ۷۰ درصد این فیلم شباهتی ندارد. اما جز چند اشتباه تاریخی جزئی، مثل بسته بودن مرزها در اوایل دهه ۸۰ میلادی٬ دروغ قلمبهای در این فیلم و دو جلد کتابش ندیدم. فضایی که این کتاب از دهه ۶۰ ایران داده٬ آنقدر ملموس و واقعی است که دردت میآید. آدم گندهای را میشناسم که در یکی از سینماهای آلمان٬ نشسته بوده و میان آن همه آلمانیزبان که به نکات بامزه فیلم میخندیدند٬ گریه میکرده. دردی که بسوزاند و فرو رود، نمیتواند قصه جعلی باشد.
میشود فیلم و مخصوصا جلد اول کتاب خانم ساتراپی را هزار نسخه تکثیر کرد و برای عبرت، فرستاد به اتاق کار مدیرها تا ببینند راه رسیدن به این همه تأثیرگذاری چی است. چه کار کنیم یا در واقع چه کار نکنیم که بعد از دو دهه و شاید بیشتر، بتواند باز هم، این همه اشک درآورد.


فضا آنقدرها هم بد نیست! شاید فیلمی خواهر شما خیلی ترسو بوده چون پرسپولیس را کامل در فرهنگسرای رسانه نمایش دادند . اگر خواهرتان میخواهدش آدرس بدهید من میفرستم.
به گمونم من و تو داریم دچار تله پاتی می شیم. متوجه شدی؟! مرسی از لینک ها. اتفاقا تو شهر ما هم فیلمش تازه اومده بعد از اینکه همه دنیا دیدنش. خلاصه دستت باشه چه داهاتی هست این شهر ما شاید برای آینده لازم باشه بدونی!
پیام
پرسپولیس رو همه فیلمی های دستفروش هم دارن. حداکثر با 1500 تومان میشه خیلی راحت خریدش
...............
ندا: مرسی که گفتی. میثم هم توضیح داده
شاید شهر ما این طوری فیلمی هاش محتاط هستن. البته ماجرا مال دو ماه پیش است....دیگه الان هم ممکنه داشته باشه
اون آدم بزرگی که در آلمان بوده و گریه کرده من نبودم؟!!! کتاب هم خنده داشت هم گریه ولی فیلم برای من بیشتر گریه دار بود تا خنده دار.
پیام
همین که اینقدر احساسات و عکسالعملهای همنسلهای ما در قبال این فیلم مشترکه خودش نشاندهنده خیلی چیزهاست و من هنوز هم فکر میکنم نسل ما تازه داره روایت خودش را از اون مقطع تاریخی شروع میکنه.