شنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۸۶
یک روزی همه چیز را ول می کنم و می روم
در بوی تورهای ماهی گیری تازه از دریا آمده
این جزیره مال تو، آن جزیره مال من
به دنبال مرغان دریایی ئیل کووان
دنیاهایی است که فکرتان هم نمی رسد
یک روزی دریا تا خرخره ام
یک روزی، خورشید تا خرخره ام
یک روزی دیوانه وار ...
برای وطن
چه کارهایی که برای این وطن نکردیم
یکی مان مردیم
یکی مان نطق کردیم
دعوت
منتظرت هستم
در چنان هوایی بیا
که دست برداشتن از تو غیرممکن باشد
***
شعرهای اورهان ولی، شاعر ترک را در خانه دوستی کشف کرده ام که همیشه خودش و خانه اش برایم پر از چیزهای تازه است.
شعرهای مرحوم "ولی" را شهرام شیدایی ترجمه کرده برای انتشارات کلاغ سفید به نام "رنگ قایق ها مال شما". ترجمه خوبی نیست ولی شعرها ناب است. در این شب سترون سگی.


ماهیگیران ما آواز نمی خوانند
ماهیگیران ما آواز نمی خوانند / دستهجمعی/ مثل ماهیگیران توی کتاب---- من باید/ باید/ باید یک ماهی میشدم/ توی تنگ شراب---- چقد قشنگه وقتی یه ساختمون گنده رو خراب میکنن/ تماشای غروبی که دیده نشده.------- سه تا شعر از اورهان با ترجمهی احمد پوری
من نمی دانم شما از کجا به این نتیجه رسیدی که ترجمه خوبی نیست همین جوری میگی دیکه تو اگه شعرای ولی رو به زبان خودش واقعا بخونی می بینی که ترجمه خوب بودخ خوبه تو از ترجمه ضعیف پوری یا از دزدی ترجمه یغمای غزل خون چی می گی لطفا قبل نوشتن چیزی مطمئن باشید بععد
............
ندا: من به نظرم اومد که نثر شعر ترجمه شده به دلم نمی شینه اما مضمون خیلی قوی تره. شاید اشتباه کرده باشم . من ترکی بلد نیستم متآسفانه