دوشنبه، ۲۹ بهمن ۱۳۸۶
زمانی بحث کپی رایت و حق مؤلف از بحثهای داغ محافل قانونگذاری ایران شد. مخالفان جیغ میزدند که در صورت تصویب حق مؤلف، چه داخلی و چه خارجی، به دلیل ارزش پایین پول ایران، مصرف کننده داخلی ضرر میکند. موافقان تصویب حق مؤلف هم میگفتند که در صورت نبود قانون حمایت از مؤلف، صنعت موسیقی و فیلم و مخصوصا نرم افزار در ایران صنعت ورشکستهای میشود.
نتیجهاش این شد که کپی رایت داخلی: تصویب
کپی رایت خارجی: از هفت دولت آزاد
منظورم به طور خاص "علی سنتوی" نیست که از ظواهر ماجرایش پیداست، دست اندرکارانش بیشتر به دنبال گرفتن مجوز نمایش هستند. اما به طور کلی در حوزه کپی رایت دولا دولا شترسواری کردن نتیجهاش همین میشود. عادت به شکستن قفل نرم افزاری از هر نوع.
یعنی که توسعه و سرمایه گذاری بلندمدت در تولیدات فرهنگی و نرم افزاری را فدای سود کوتاه مدت آن کنیم


من به قانونش کاری ندارم. چون این ور آب هم که قوانین سفت و سخت حقوق مولف هست، اینترنت پر است از موسیقی و فیلم و کتاب دزدی. من شخصا در هر مورد تصمیم میگیرم. در مورد سنتوری دلم میخواهد حق مولفش را بدهم و همینطور در مورد آبجیز یا بعضی فیلمهای مستقل اینجا. ولی مثلا در مورد ویندوز یا فیلمهای هالیوودی به کفشم هم نیست که مجانی ببینمشان و اساسا احساس نمیکنم کار اشتباهی میکنم. این شرکتهای عظیم که با این کارهای ما چیزیشان نمیشود، اما من فکر میکنم باید تا میشود بهشان ضرر زد
انتخابها بسیار هوشمندانه اند و طراحی سایت عالی و ساده. زحمت تایپ ماریا را به خودم ندادم از سایت تو برداشتم مستقیم.
سلام ...
سلام ...
سلام ...
سلام ... وبلاگ کم جمعیت ترین مدرسه دنیا برایتان جالب خواهد بود ...!