
نگین شیرآقایی چند وقت پیش٬ گزارش خوبی نوشته بود درباره فوت و فنهای گزارشگری با صدا.
یک چیزهای دیگری هم هست که داخل کتاب نمینویسند. اصلا نمیدانم کتاب خوبی در این زمینه منتشر شده یا نه. مرکز تحقیقات رادیو چند کتاب ترجمه شده دارد که چه عرض کنم ... (نمکگیر محبتشان شدم دفعه قبل و همه نسخهها را هدیه گرفتم) واقعیت این است که خیلی چیزی دست آدم را نمیگیرد. فقط علیاکبر قاضیزاده عزیز یک کتاب کوچکی دارد به اسم نوشتن برای رادیو که در آن نکتههای خوبی است. سرحال که بودم بعضی از این نکتهها را با چیزهایی که از کتابهای دیگر خواندهام اینجا مینویسم. فعلا چند نکته که بعضیهایشان داخل این کتابها نیست:
۱- یکطور بنویسید که انگار دارید خبر یا گزارش را برای مادربزرگتان توضیح میدهید و نوه او هم کنارش نشسته. اگر این دو نفر بفهمند... بقیه قضیه حل است.
۲- میگویند بهتر است گزارش رادیویی هم به سبک هرم وارونه باشد. من واقعا از این موضوع دل خوشی ندارم و دلم میخواهد نقطه اوج گزارش٬ ته آن باشد. اما چون تهیهکنندگان گاهی حوصله و گاهی حواس ندارند٬ میگویند بهتر است برای این که گزارشتان شهید نشود٬ همان هرم وارونه را بگیرید و جلو بیایید تا بلکن فرجی شد.
۳- تا جایی که امکان دارد٬ به جای این که در گزارش حرف بزنید٬ از صداها استفاده کنید. صدای محیط یا صدای آدمها.
۴- موقع اجرا٬ هیچ وقت نوشتههایتان را از خودتان دور نکنید حتی وقتی «دست به آب» میروید. هیچ چیز قابل پیشبینی نیست و ممکن است مجبور شوید همان موقع به استودیو برگردید
۵- موقع نوشتن هرچیز (به دلیل حساسیت کار رادیو و سرعت زیاد و فشار کاری) هر نیم ساعت یک پرینت از جملات گهربارتان بگیرید چون به قول علما به تکنولوژی اعتباری نیست و ممکن است تمام دستگاه به قول اصفهانیها "بپکد". پس بهتر است یک نسخه داشته باشید.
۶- داخل استودیو همراه خودتان چند خبر و گزارش اضافه ببرید. دنیا را چه دیدید؟ شاید تمام سیستم فلج شد و مجبور شدید یک ربع پشت سر هم گهرافشانی کنید.
فعلا همین ها باشد تا اگر چیزهای جدیدی یاد گرفتم یا یادم آمد...
Writing for radio
Radio Skills : یک دوره آموزشی آن لاین


فنچ کوچولو! خالا بی اجازه بزرگترتون پاتون رو میکنید تو کفشاش:) دختر خوب روزنامه نگاری رادیویی و تلویزیونی!!!!!! این یعنی چی؟ روزنامه نگاری چه دخلی به رادیو و تلویزیون داره. ما اصطلاح ژورنالیسم رادیو تلویزیون داریم. خواهشن این واژه عزیز روزنامه نگاری را به هرچی که می رسید نچسبانید, التماس ضمیمهاش شد. دوم اینکه تا بند سه کاملا به حرفه ژورنالیسم رادیویی برمیگرده اما نکته 4 تا 6 مربوط به گویندگی در رادیو و تی وی است که دو فن مختلفه. مثلاَ شما بهتر از من می دانید که بی بی سی هم مثل هر رادیو دیگه بخش گزارش داره. بخش گفت وگوی زنده مثلا برنامه روتینگ بهنود رو داره. و اصطلاحی به نام ارتباط زنده. که سردبیر به گوینده دو سه سوالی می دهد تا از آقا یا خانم فلان بپرسد. کار رادیو همانطور که نوشتی دو اصل اساسی دارد که باید انرا یاد بگیری: ساده نویسی و کوتاه نویسی. رادیو پدرسوخته ترین رسانهای است که تا امروز بشر از آن بهره گرفته. حالا حالاها جا داری برای یاد گرفتن. یادگرفتنات اونقدر زیادمی شه که دیگه وقت نوشتنشون رو پیدا نمیکنی البته امیدوارم اینطوری نشه و یکم از این دنیا به بیرون درز کنه. من که خیلی نتونستم این کار رابکنم به همون دوسه تای روزهای اول بسنده کردم. امیدوارم تو گرفتار نشی و بنویسی من غلطات رو بگیرم:))))))))))
....
ندا: مرسی از تذکرت. ما هم اینجا بحث اش رو کردیم ولی عقلم به جایی نرسید.ژورنالیزم هم یعنی روزنامه نگاری دیگه دختر... چه فرقی می کنه؟ من کردمش گزارشگری رادیویی... مرسی از این که باعث شدی مخ ام باز شه
می بینم آن لاینی خوبه همینجا بات چت می کنم. من خودم میگ م خبرنگار ی رادیو وتلویزیون. اما اصطلاح ژورنالیسم رادیو وتلویزیونی مصطلح غلط است.که اگه بخوای بهش گیر بدی, بازم جای گیر داره اما به نظر م خیلی بهتر از فارسی شده ان است. بی دردسرش همون خبرنگاری رادیو و تلویزیونه. دبیر خبر هم که یک اصطلاح تخصصی در رادیو و تلویزیونه. گویندگی هم که همینطور
يا آآلللاااااااااه ! سلام بر ندا خانم و سميرا خانم خواهران عزيز و گرامي ناديده و ناشناخته ام . با ديدن بحثتان با اجازه ميخواستم لنگه كفشي پرت كنم ترا جونه... ...عصباني نشيد :
1 يا آآلللاااااااااه ! سلام بر ندا خانم و سميرا خانم خواهران عزيز و گرامي ناديده و ناشناخته ام . با ديدن بحثتان با اجازه ميخواستم لنگه كفشي پرت كنم ترا جونه... ...عصباني نشيد : 1 -اينكه در پست قبليتان بر تاثير صدا تاكيد كرده ايد خدمتتان عارضم كه واضح است كه در برخي فضاها صدا تاثير بيشتري از متن و ساير رسانه ها دارد ولي بنظر ميرسد مستقل از متن صدا يا تصوير، بكار برنده آنها و بموقع شليك كردن تاثير بيشتري دارد مثلن مقاله ديماه 56 كه تا ثير عجيب و باور نكردنيي در انقلاب داشت (وآخرم معلو م نشد كي نوشته بود اونو) آيا اصلن صدا و تصويري داشت . پس موقع شناسي عامل مهمتراست .درسته؟ 2-درمورد تفهيم مطلب به دو نسل (مادر بزرگ ونوه) آيا برخي مطالب اگر خيلي ساده شوند مبتذل نميشوند البته واضح است كه پيچيدگي هرگز نشانه اهميت نيس خواهران گرامي. 3-من فكر ميكنم هرم وارونه چه سر بالا چه سر پايين نه درمتن نه در صوت (لااقل تو ايران)جواب كامل نميده بلكه هم اول مقاله يا صحبت هم اخرش بايد مطلب اصلي را اسپسيفيك و سكه گو كرد زيرا مردم بي حو صله و عجول و فضول وخاله زن ايران (البته اينراها را با بار منفي صرف نميگويم بهر حال واقعيت است و بايد پذيرفت خود ماهاهم يكيش ) اول ميخوان ببينند يارو كيه و بعد ببينن (بي ادبيست) چه گوهي ميخوره و آخرم كه تموم ميشه از خواب و خيال ميپرن كه چي بود و بعدش كيه و چيه...اوكي؟وسطش شعر حافظ وسعدي هم باشه گاهي نه ميخونن نه ميشنون (البته نه همه ها). 4-اينكه فرمودید متنو تو دستشويي هم ببره اولن تو خلا كجا بزاره متنو بخورتش یا بزاره روكلش ؟ ثانيا اگه بطور اورژانسي ازش خواستن بیاد بخونه از مبال که بسرعت میاد بيرون زيپ و كمربندشوكه ميخواد تو راه ببنده نوشته را كجا بزاره ،ها؟ البته چنانچه ميدانيد معروف است كه يكي از بزرگترين سياستمداران و روزنامه نگاران تاريخ ايران مقاله هايش را (بدليل تمركز بي بديل در آن حال و هوا) حين قضاي حاجت مينوشته كه بحثش با اويلبل بودن كلن جداست. 5- آخر نفهميدم كه آيا خواهر گرامی سميرا خانم با عبارت ژورناليست راديو تلويزيوني اگر غلط مصطلح است مشكل دارند يانه؟ وچرا اونرا از فارسي شدش بهتر ميدونند ايشون. 6- اينكه نوشتيد كل سيستم فلج شه باز گهر فشاني مستدام باشه توش تناقضه چون درآن صورت چه صدايي چه كشكي .مگر اينكه منظورتان اين باشد كه برنامه بعدي آماده نباشه .... 7- بسه تا لنگه كفشاتونو تو مخم نكوبيديد و با اردنگي وبد وبیراه از وبلاگ و چت رومتون بيرونم نكرديد خودم برم....باي فر ناو همشيره ها .مهرتان افزون و چتتان مستدام......
Check out "Ira Glass on Storytelling" on Youtube. (It has four parts.) It's not just techniques, it's also about storytelling.
معنی لغوی ژورنال, مجله است. مجله رادیویی یا تلویزیونی خود اصطلاحی است که در همه دنیا از آن استفاده میکنند. چون معنای مجله بستن مجلد است درحالی که نیوزپیپر دقیقا یا بسته بندی است
امان از این بخش کامنتات. ما در حال ادیت کامنتمون بودیم یه دفعه پرید اومد اینجا. خلاصش اینکه مجله خبری رادیو و تلویزیونی مصطلح است چون در مجله ما مجموعه ای از مقالات و گزارشها و.. را در یک مجلد می بندیم. چیزی شبیه همین در بستن گزارشها رادیو و تلویزیونی اتفاق می افتد. یعنی همین بسته بندی کردن.
با اجازه ندا خانوم ميخواستم به سميرا خانوم عرض كنم كه خواهر گرامي اگه به فرموده شما ژورنال راديو تلويزيوني لغتن به برنامه اي شامل آيتمهايي نظير خبر و گزارش (که بسته باشد) اطلاق شود پس اينكه فرموديد اگه بنا بر گير دادن باشه بازم ميشه بهش گير داد به چه معنايي بود .و ديگر اينكه مفهوم بسته بودن يعني چه اگه منظور اين باشه كه يه قسمتي باشه كه واضح است كه اين قبيل برنامه ها لزومن تك قسمتي نيستند یا اینکه منظور این است که پکیجی شامل این قبیل آیتمها باشد که این هم میتواند به بسیاری از برنامه ها اطلاق شود و نه لزومن ژورنالهای رادیو تلویزیونی........
اصطلاح تا به حال شنیدید؟ مجله در فرهنگ لغات به مجموعه مقالات و گزارشهایی گفته می شود که در کنار هم مجلد شده باشد. پس در نتیجه چون در هیچ فرهنگ لغتی نیامده برنامه های رادیویی و تلویزیونی که در کنار هم امده این نوعی استفاده مفهومی انهم از جنس استنباطی می شه. که در نتیجه انچه گفته شد می شود مصطلح غلط. بعدشم برادر ما اصلاَ دعوایی سر این ماجرا نداریم که شما شمشیرتان را از رو بستید که هر چی گفته می شود را می خواهید از دم تیغتان بگذرانید!!!
سلام ندا خانم...خوشم میاد مثل خودم استادشناسی!..واقعا علی اکبر قاضی زاده عزیز......البته کلا من خیلی در این زمینه صاحبنظرم.!!!! ولی واقعا در یک کامنت نمیتونم به قول خودت گهر افشانی بکنم....ببین نوشتن برای رادیو بهتره از سبک استوانه ای باشه تا هرم وارونه چون در روزنامه های مالتی مدیا و چاپی امکان مرور یا انتخاب بخشی از خبر برای مخاطب هست ولی رادیو این طو.ر نیست بنابراین سبک استوانه ای پیشنهاد بهتری است چون اطلاعات با ظرافت در تمام مسیر خبر ریخته میشه.....این اطلاعات باید به صورت یک کمیت نردهای باشه نه برداری(حتما از فیزیک دبیرستان تعاریف یادتون مونده) به این مفهوم که به خورده کمیتهای مستقل و غیر وابسته ترین شکل به جمله های قبلی تبدیل میشه که در عین حال یک پیوستار معنایی منطقی رو تشکیل میدن ...دلیلش هم معلومه...شنونده بخت برگشته باید از هر جا که رسید بتونه یه چیزایی رو بدونه و هی همش نیاز به پیش نیاز های گفته شده قبلی نداشته باشه که الحمدلله تو رادیو ایران هیچ پاراگرافی کمتر از ده جمله پایه و پیرو نوشته نمیشه!!همانطوریکه تو کامنتهای دیگه هم برو بکس گفتن بعضی از نکات (البته خوبی ) که گفتی بیشتر به فوت های گویندگی و اجرا و...برمیگرده...در ضمن نوشتن خبر برای رادیو با نوشتن گزارش خبری فرق داره شما در خبر خیلی جای کش دادن و استفاده از قابلیت صداهای مرتبط رو ندارین ولی در گزارش رادیویی چرا باید از تمام ظرفیتهایصدا استفاده کنین... در واقع کسی که برای گزارش رادیوییمینویسد باید گزارش را آگاهانه به لحاظ ترکیبهای صدا(گزارشگر..پلاتو...نریشن...مصاحبه شونده...محیط گزارش و..)را با تسلط دکوپاژ تدوین وحتی کارگردانی کند ...نمیتوان نویسنده گزارش رادیویی را خارج از این زنجیره قرار داد و انتظار داشت محصول خوبی تولید شود ..چه او وقتی نمی داند صدای محیط وجود دارد شروع میکند به نوشتن شرح صحنه ...مثل این است که در گزارش روزنامه ندانیم عکسهای گزارش موجود است و قراره تو صفحه چاپ بشه.......و در ضمن به نظر من اصلا کار صوتی و تصویری هیچ استرس و فشار مضاعفی نداره جون اگر هدف از رسانه را انتقال پیام به مخاطب فرض کنیم در رادیو ابزارها بیشتر و بهتر در خدمت این کارکرد هستند لذا کار گزارشگر از این منظر راحتتر هست و به نظر من اگر با معیاردشواری انتقال پیام به نسبت ابزارهای در اختیار بررسی کنیم فشار و سختی و باالطبع اهمیت کار رسانه مکتوب بیشتر معلوم میشه ....اینجا یک نکته ظریف البته وجود داره که ممکنه خلط مبحث بشه ولی اونایی که اصول بحث رو مسلط هستن (مثل ندا خانم عزیز) متوجه میشن ...و اون هم این هست که بکار بستن ابزار های بیشتر نیازمند مهارتهای مجزای دیگری است که به طور غیر مستقیم با اصل فرایند تهیه پیام یک رسانه در ارتباط است...ساده تر بگویم اگر هدف از رسانه انتقال پیام بر مخاطب باهدف یک بازخوران مشخص باشد قطعا ظرافت و پیچیدگی و دقت مورد نیاز در یک رسانه مکتوب وسختی رسیدن به این هدف به دلیل ساختار ابزارهای این رسانه بیشتر از رادیو وتلویزیون است ...در رادیو و تلویزیون در واقع اموزش مهارتهای بهره گیری از ابزارها است که ممکن است ما کار را سخت تر فرض کنیم ...هنر یک طراح که فقط میخواهد با یک مداد سیاه و کاغذ طرحی بکشد و با آن پیامی را به گروهی از مخاطبان منتقل کند در بکار گیری درست فنون ارتباطی بسیار بیشتر از فردی خواهد بود که قرار است همان پیام را به کمک چند فایل صوت و تصویری بعلاوه اسلاید و مثلا یک پاور پوینت به همان گروه حالی کند...در واقع سختی کار نفر دوم در این است که بلد باشد مثلا با کامپیوتر اسلایدهای و پاورپوینت را چگونه نمایش دهد یا اینکه مثلا فلان فایل تصویری را با کدام برنامه باز کند و...مسایلی از این دست... حتی استرس ناشی از یک اجرای زنده را نمیتوان به سخت تر بودن نفس رسانه تصویری به نسبت نوشتاری تعبییر کرد چه این نیز سختی کاربرد ابزار راحت ساز است نه خود رسانه در انتقال پیام...نمیدونم تونستم با این ابزار پیامو منتقل کنم یا خیاط هم تو کوزه افتاد و آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت!!!! به قول شاعر چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور کلبه احزان شود روزی زسر سنگ عقابی به خواست که آید به تماشاگه راز دستی از غیب برون آ دمی زابر کان چهره مشعشع تابات الکترونیک..!!!!!!
منم تو رادیو کار میکردم عاشق کارم بودم اما اخراج شدم چقدر دلم گرفته چقدر یک مدیر عقدهای این کارو کرد منم هیچ قدرتی نداشتم که جلوشو بگیرم حتما میفهمی چقدر سخته نه دلم برای میکروفنو مردم خیلی تنگ شده چرا صدا سیما اینقدر هرکی هرکیه چرا