شنبه، ۹ دی ۱۳۸۵
23.jpg

عکس کاوه گلستان از منطقه جنگی ایران و عراق

طناب را می‌اندازند دور گردنش. صدام اعدام می‌شود اما دل آرام نمی‌گیرد. صدای آژیر هست، جشن تولد یکی از کودکان تهران که با بمب به آتش کشیده شد...

بی‌بی‌سی مرزهای غربی ایران را نشان می‌دهد. سرباز ایرانی نیمی از صورتش به خاک چسبیده و به حالت نشسته به دیوار سنگر تکیه داده است. تصویر طناب دور گردن صدام ...

نمی‌توانم مثل شیعیان عراقی از خوشحالی بالا و پایین بپرم. عکس‌های کاوه گلستان یادم می‌آید. باز هم خوشحال نمی‌شوم از اعدامش. برای من هم، صدام هنگامی مرد که جلوی دوربین‌های زوم‌ شده او را از مخفیگاهش بیرون کشیدند. مثل گوسفند دم ذبح جلوی همان دوربین‌ها کله ابرقدرت عراق را وارسی کردند و دندان‌هایش که ردیف بود... و قبل‌تر از آن، دلم وقتی خنک شده بود که بر مجسمه پایین کشیده‌اش شادمانی می‌کردند. مردم دیکتاتور را می‌زایند و خودشان هم می‌کشند. صدام آن موقع اعدام شد و مرگ دیکتاتور یعنی همین.

ماه محو  

ندا مردم که این کارو نکردن. آمریکاییها کردن. مردم این منطقه حالاحالاها دیکتاتور پرورن.

سیامک قاسمی  

سلام ! بابا لينك دادن مستحب است و جواب لينك دادن واجب : دي . يعني نمي خوايد به وبلاگ من لينك بديد ؟؟

جاجی کنزینگتون  

عید و سال نو میلادی ات مبارک. همیشه سن تو انقدر کم می گفتی که خیال می کردم چند سال بعد از جنگ به دنیا اومده بودی اینطور نیست؟
:: ندا- نه خب ... راستش اینا رو مامانم تعریف کرده :)::

هادی  

سلام

هادی  

سلام

تینا  

ندا خانم سلام. دیگه سراغی از ما نمی گیری؟ از خبرگزاری بیزار شدی به ما مربوط نیست. ما دلمون برات تنگ شده

نام  

پیام

محمد  

سلام- اینجا واقعا تاریکه حتی برای فرستادن کامنت هم چشم برام نموند.

ali abdali  

جالب بود ..استفاده بردیم ..با یک مطلب و یک شعر پساساختار دیجیتال به روزم ومنتظر شما

سارا  

سلام

سارا  

سلام! بعد از مدتها باز فرصتی کردم که یکم وبگردی کنم! وب گردی نه برای کار بلکه برای خودم! خوبی؟ خوشی؟ سلامتی؟ نه اصلا زنده ای؟ دلمان برات تنگ شده حسابی! اصلا فضا خیلی سرد شده! شب سال نو جات خالی بود! کلی خل باز ی در اوردیم. جات را من خالی کردم به یادت بودم که اگر بودی...

نیما  

خوب شده. قیافه وبلاگت.

نام  

پیام