یکشنبه، ۷ خرداد ۱۳۸۵

ناراحتي از يك كاريكاتور و توهين غيرعمدي آن قابل درك است اما حالا چرا براي اعتراض، ‌هم‌وطنان آذري ما شهر خودشان را خراب مي‌كنند، كيوسك‌ها، بانك‌ها، ايستگاه اتوبوس،‌ تابلوهاي برق، تلفن...؟
اين عكس‌العمل كه كمي از خود عمل ندارد. خشن‌تر هم هست و غيرمدني و بدمنظر و ...

شنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۵

ماجراي كاريكاتور روزنامه ايران 2 سر دارد ،‌ يك: استفاده اصلي براي تحريك احساس عميق وطن‌دوستي و اين چيزها و تاكيد دوباره بر وحدت ملي براي مبارزه با دشمن فرضي، دو: استفاده فرعي و تلاش براي حذف اسلامي‌فرد، مديري كه با جنگ و دعوا مديريت روزنامه رسمي دولت را به عهده گرفته بود.
البته احمد خادم رييس او در خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي ايران هم دشمنان زيادي در بدنه دولت دارد و اگر اين تلاش به بار نشيند،‌بدنه مديريتي هر دو رسانه ايرنا و ايران را در برخواهد گرفت.
جنجال به پا شده،‌ بهانه خيلي خوبي است همان طور كه زمزمه‌هاي آن هم شنيده مي‌شود.

شنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۵

تصويري كه بهمن كشيده، يك نوستالژي مشترك بين ماست. موقع آزاد شدن خرمشهر دو، سه سال بيشتر نداشتيم اما حال و هواي آن در ذهن‌مان برجسته شده،‌ از ميان نقل قول‌ها، تصاوير، فيلم‌ها.
3 خرداد 61 روي كول مادرم بودم،‌ در خيابان‌هاي كرج. نديده‌ام آن طور كه يادم بماند، اما صحنه پخش كردن شيريني و ذوق كردن مردم جلوي چشمم هست؛ باز هم احتمالا از ميان نقل قول‌ها.
تصاوير آن سال‌ها تنها اتفاق ديدني تلويزيون ايران در اين روزهاست با اين ته آرزو كه دوباره تكرار نشود،‌نه اشغال 59 نه فتح 61.


khoramshahr.jpg
سفرنامه سوتيتر: خرمشهر آزاد شد، آباد نه.

شنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۵

زبان چيني در اينترنت به سرعت داره به زبان انگليسي نزديك مي شه. با 309 درصد سرعت. چين الان در پله دوم است، و بعد ژاپن.
اما هنوز 6/30 درصد اينترنت به زبان انگليسي است و 13 درصد چيني. ( جدول رده بندي جهاني)

يك آمار ديگه: از ايران تا حالا 56 هزار و 331 دامين در اينترنت ثبت شده. در اين ليست،‌ ايران از لحاظ ثبت دامين هنوز 37‌امين كشور است.

جمعه، ۵ خرداد ۱۳۸۵

وبلاگي براي حمايت از مانا نيستاني و مهرداد قاسم فر.

سه شنبه، ۲ خرداد ۱۳۸۵

مانوئل کاستلز ، بیش از همه چیز، از حضور فعال زنان ایرانی شگفت زده است. این را به من و آزاده که دور و برش را برای یک مصاحبه کوتاه گرفته بودیم گفت، که دختران دانشجوی ایرانی واقعا باهوش و پررنگ هستند و این چیزها. چند بار هم در سخنرانی اش تاکید کرد که مهم ترین متغیر توسعه را در ایران و همین طور جاهای دیگر، زنان می داند و با این حرفها مجبورمان کرد که بیشتر ذوق کنیم و دست بزنیم.

فرزانه بنی هاشم می گفت در مهمانی شب گذشته هم با یکی از خانم ها در این باره زیاد حرف صحبت کرده است و امروز هم قرار است برود خبرگزاری میراث فرهنگی، رسانه ای که مثل خیلی از رسانه های ایران بیشتر کارکنانش، زن هستند.

این تعجب آقای کاستلز البته خیلی تازگی ندارد. ما هرکه را دیدیم که یا برای نخستین بار یا بعد سالها به ایران آمد، از حضور زنان متعجب بود.
ما خودمان هم متعجبیم از وضعیت اجتماعی مان. با این همه شرایط که همه متفکران را متعجب می کنیم هیچ جایگاه ویژه ای در کشور نداریم. مهم تر از همه، جایگاهی در بدنه مدیریتی کشور.
دو روز قبل فهرست کابینه عراق اعلام شد با چهار وزیر زن؛ وزرای علوم، محیط زیست، مهاجرت، شهرداری.
افغانستان را هم که قبلا دیدید.
البته ما فعلا مسئولیتهای ناتمام مهم تری داریم که باید به آنها رسیدگی کنیم؛ باید بالاخره یاد بگیریم چه بپوشیم ، چه نپوشیم، چه ببینیم، چه نبینیم، کجا جایز است برویم، کجا جایز نیست، چه بخوانیم، چه نخوانیم...

مرتبط: درباره کاستلز
-لینک اخبار مرتبط با کاستلز
- گزارش حضور در خبرگزاری میراث فرهنگی

شنبه، ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۵

ببینید آقای هوبرت دریفوس در نگاه فلسفی شون به اینترنت ، به مطبوعات چه لقبی می دهند.
ایشان معتقدند که در جامعه مدرن، شبح"عموم" باعث یک
همسان سازی تمام عیار شده. این شبیه همه شدن ها در نهایت به افسردگی و از بین رفتن تجسد فرد منجر می شه. اما مقصر اصلی پنهان شده پشت عبارت "عموم" چیست؟
دریفوس مطبوعات را قاتل اصلی معرفی می کنه و معتقده که فضای عمومی دمکراتیزه شده به یمن وجود مطبوعات به همه اجازه می ده که درباره هر موضوعی اظهار نظر کنند.

بعد دریفوس وارد بحث اینترنت می شه و این که «در پایگاهی مملو از اطلاعات بی نام و نشان، هر کسی می تواند بدون تعیین کفایت عضو شود و می تواند بدون هیچ پیامدی در مورد هر سرفصلی صحبت کند.» (ص126)
به نظرم منظورشون ما وبلاگ نویس ها هستیم که به همسان سازی کمک بی شماری می کنیم. اگه این طوره پس بجث تنوع افکار چی می شه؟

- منبع: دریفوس، هوبرت، نگاهی فلسفی به اینترنت، ترجمه علی ملائکه ( که با تمام احترام به ایشون تا امکان دارید از این ترجمه اجتناب کنید)، گام نو، 1383
- نسخه اصلی:
On The Internet
Hubert L.Dreyfus
Routledge
2001

پ.ن: این آقای دریفوس دشمن خستگی ناپذیر پروژه هوش مصنوعی است.
تا بتواند پنبه آموزش از راه دور را هم با کتاب یا مقاله می زند.
در کل گفته های ایشان تا وقتی وارد بحث های تکنولوژیکی اینترنت ( مثل فصل اول کتاب بالا) نشده اند، قابل تامل است بسیار.

سه شنبه، ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۵

مثل این که در جلسه امروز تحصیلات تکمیلی، طرح پایان نامه ام تصویب شده.
شنبه، استادان واقعا دلسوز آستین بالا زدند و بالاخره ازمیان سه پیشنهاد، یکی با کمک دکتر بعد از کلی تحول، جمع و جور شد: بررسی ابزارهای تعاملی در 10 خبرگزاری که از وزارت ارشاد مجوز دارند.
یک شنبه صبح در دانشکده متنش را نوشتم و دوشنبه در کمال ناباوری تصویب شد.
پروپوزالی که در دو روز سر و ته اش هم آید، از بهارش پیداست.
هدف همه قضیه این است که تا آخر تیر یک جوری پروژه به مرحله دفاع برسه.
همه اینها را نوشتم که بدانید در این چند هفته آتی چرا محو می شوم.

با وجود همه "سرشلوغی" یک اتفاقاتی قرار است در این دو هفته بیفتد که نمی شود از خیرش گذشت: یکی چهارشنبه همین هفته در وزارت ارتباطات و بعدی دوشنبه هفته دیگر که مانوئل کاستلز قرار است در یکی دو جا و از جمله دانشکده ارتباطات علامه برنامه داشته باشد.

جمعه، ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵

چند هفته ای است که به یمن قطع تلفن سرو کارم می افتد به کافی نت ها و از قضا مردم زیادی هم کارشان افتاده به این وسیله.
به خاطر ثبت نام اینترنتی وام مسکن این روزها خیلی ها می آیند کافی نت و با پرداخت 1000 تومان، مسئول کافی نت برایشان فقط نام پدر و شماره شناسنامه و این چیزها را وارد می کند که وام دار بانک شوند.
اتفاق خوبی است به هرحال. پدر مادرهای پیری که پایشان به کافی نت باز شده دستگیرشان می شود که اینترنت برای بچه هایشان فقط فسق و فجور به ارمغان نمی آورد.

پنجشنبه، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵

فیروز گوران، روزنامه‌نگاری را با کتک خوردن در خیابان‌ها شروع کرد، با فروش روزنامه و شربت. بعد شد پادوی چاپخانه.

یادداشت زیبایی نوشته. خیلی زیبا. یعنی نوشته و پشت تلفن برای نسرین تخیری خوانده. گوران الان ایران نیست.
یادداشتش شاید کمی روحیه باشد برای آدم‌هایی که از این حرفه ملول‌اند.