چهارشنبه، ۹ شهریور ۱۳۸۴

نمونه سوال های آزمون ارشد ارتباطات را ندارم ( برای دوستی که همیشه ای میل اش را اشتباه می گذارد و تمام جواب های ما دوباره به سمت خودمان پرتاب می شود ). اما تا جایی که یادم می آید یک کتاب جلد مشکی و قرمز نمونه آزمون ها را منتشر کرده بود با کلی غلط . بهتر از هیچ است که ... اما فهرست منابع ، انگار اینجاست. خود نویسنده هم امسال جزو قبول شدگان است که یک تبریک از ما طلب دارد به علاوه یک خسته نباشید دیگر ، به خاطر سایت خوبی که راه انداخته.

چهارشنبه، ۹ شهریور ۱۳۸۴

وبلاگ های تخصصی علاوه بر افزایش تولید محتوا ، عصای دست خبرنگارانی است که هراز چند گاهی مجبور می شوند به حوزه های غیرتخصصی شان سرک بکشند. مثل این وبلاگ که کمک شایانی است برای نوشتن گزارش درباره بازیافت زباله .

چهارشنبه، ۹ شهریور ۱۳۸۴

از وقتی دستمان از کلاس های آموزشی روزنامه نگاری کوتاه شده ، در بحران آموزش به سر می بریم. خیلی وقت است دنبال چنین مجموعه ای هستم. مباحث کاربردی و مصداقی " سافت نیوز " که جایشان در کتاب به چاپ سوم رسیده استاد خالی بود.

چهارشنبه، ۹ شهریور ۱۳۸۴

مریم کیانی ، دانشجوی با استعداد علامه ، در آزمون دکترای ارتباطات ( مرحله کتبی ) رتبه اول شده . خبرهای خیلی غیررسمی این را می گوید و من هم مثل سمیرا سامانی و خیلی از هم کلاسی های دیگر ، آرزو می کنم خبر درستی باشد . دست کم به خاطر شامی که فعل مناسب صرف کردن آن " افتادیم ! " است.

دوشنبه، ۷ شهریور ۱۳۸۴

تا اطلاع ثانوی ، آزاده اکبری اینجا می نویسد. حالا جز " اس ام اس " ، کانال ارتباطی دیگری برای برقراری لینک با او پیدا
کرده ایم. امیدوارم فضای سایبر به او بسازد .

دوشنبه، ۷ شهریور ۱۳۸۴
یکشنبه، ۶ شهریور ۱۳۸۴

هفته پیش ، مجمع عمومی انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران به حد نصاب نرسید و تشکیل نشد.
جلسه بعدی 21 شهریورماه است. مثل انتخابات قبلی ، زمزمه هایی بلند شده از اینکه همکاران محافظه کار قرار است سکان انجمن صنفی را به دست بگیرند. درست مثل بازی ای که دور قبل ، مهره های آن شدیم. یعنی این مرتبه ، باز انتخاب های ما باید از بین افراد سیاسی باشد؟
به هرحال ، این تنها نهاد صنفی ماست که خوب و بد آن را به قول سیدآبادی خودمان تعیین می کنیم. نمی شود همین یک جا را هم از دست داد به خیلی از بهانه ها.

جمعه، ۴ شهریور ۱۳۸۴

می گویند فصلنامه خوبی است این پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان. پس سایت اش هم باید خوب باشد. چند مطلب از فصلنامه را فعلا آنجا گذاشته اند تا بعد.
سایت پژوهشنامه هیات تحریریه محدود ندارد .همه می توانند مطلب بفرستند و خیلی توضیح های دیگر که علی اصغر سیدآبادی بهتر آن را نوشته.

سه شنبه، ۱ شهریور ۱۳۸۴

قرار بود بگذاریم تب و تاب این جشنواره اخیر مطبوعات تمام شود تا نقدی اگر هست ، نماند به حساب بی جایزه ماندن . تا تابستان آینده ، فرصت زیاد است برای انتقاد دلسوزانه . اما یادداشت سید ابولحسن مختاباد کمی آدم را قلقلک می دهد برای نوشتن چند نکته و سوال.
( توضیح واضحات : کمیته های تخصصی آثاری را انتخاب می کنند که در نهایت داوران نهایی باید از بین آنان برگزیده ها را مشخص کنند.)
1_ انتفاد از داوران نهایی ، جدا از توانایی و تخصص شان که همه ما به نوعی مستقیم و غیر مستقیم از آنان آموخته ایم ، بعد از جشنواره کمی بی انصافی است. فهرست داوران قبل از برگزاری جشنواره اعلام شده و آنقدر فرصت بود برای شنیدن انتقادها از این فهرست.
2_ با این نکته موافقم که نظر داوران نهایی نباید صرفا هم نظر کمیته های تخصصی باشد. روزنامه نگاری، فرمول 2+ 2 ندارد که نتیجه اش همیشه چهار باشد.
3_ اما در نهایت ، بگذارید باب انتقاد از چگونگی انتخاب داوران کمیته های تخصصی همچنان باز بماند که به نظرم نقطه ضعف جشنواره ، از همین جا شروع می شود. غیرمنطقی است که این انتفاد را بگذارید به حساب مخالف بودن با برخی داوران کمیته های تخصصی. دوستان خوب و حرفه ای که در این کمیته ها داشته ام ، قبلا رو در رو انتقاد ها را شنیده اند و هیچ کدام به منظور خاصی برداشت نکرده اند.
علامت های سوال :
_ چرا برگزار کنندگان جشنواره ، اسامی داوران کمیته های تخصصی و اینکه از چه نشریه ای بودند را ، اعلام نکرده اند؟
_ داوران تخصصی هستند که از بین آثار ارسالی ، چند اثر را می فرستند برای کمیته نهایی داوران. فرآیند این انتخاب ها تا چه حد عادلانه و دمکراتیک است؟ چرا داوران نهایی ، بعد از اعتراض یک روزنامه نگار ، اثر او را گزارش اول تشخیص می دهند در حالی که اصلا بین انتخاب های کمیته اولیه نبوده است؟ اگر فرض کنیم این اثر شایسته رتبه اول هم نبوده ؛ دست کم می توانسته جزو نامزدها باشد.
_ چند حذف مشابه ممکن است اتفاق افتاده باشد؟
پیشنهاد : با همفکری ، روشی دمکراتیک و شفاف تر برای انتخاب داوران اولیه در نظر بگیریم که جشنواره بعدی ، علامت سوال های کمتری داشته باشد

یکشنبه، ۳۰ مرداد ۱۳۸۴

لازم نیست بعضی آدم ها را دید برای دوست داشتن شان .
می شود دو بار صدایشان را شنید ، یک بار حتی. از پشت آن سیم های کذایی هشت هزار کیلومتری . مجید تهرانیان هم از همان هاست. نمی گویم به خاطر کارهایی که در این سالها کرده ، چیزهایی که نوشته ، آخرین برنامه پنج ساله قبل انقلاب که محوری درباره ارتباطات داشته ، سفرهایی که کرده .
نمی گویم به خاطر چه چیز چون خودم هم نمی دانم. فقط دلم می خواست نرفته بود .
لید گزارش را در تاکسی نوشتم، آزادی_هفت تیر. سال 1383. دارمش هنوز. به دلم ننشست. جور در نمی آمد . با هیچ چیز. اگر ترس تغییر مدیریت روزنامه ایران نبود و چاپ نیمه پنهان اش به جای روزنامه کیهان ، باز هم نمی نوشتم به اجبار. می خواستم بهترین گزارش ام باشد ، نشد . دست من نبود. بعضی آدم ها را نمی شود با کلام جایی نشاند. پروفسور تهرانیان از آنهاست.